خبرنگار بهشت

اجتماع...فرهنگ...سیاست

تبلیغات تبلیغات

کار در برابر غذا از نوعی دیگر!

تلخ‌شنیده‌ها تلخ در ذهن آدم می‌ماند. هزار شیرینی بعد هم نمی‌تواند آن تلخی را پاک کند. از این شمار است ماجرایی که میانسال مردی ازدوران‌های سختِ گذشته می‌گفت. از آنچه بر پدرش رفته بود. می‌گفت من و پدرم برای کار به مشهد آمدیم. من در یک کارگاه به کار گرفته شدم و پدرم به یکی از شهرهای شمالی خراسان رفت. چندی بعد که آمد، دیدم دستش خالی است. او هم سر به زیر انداخت و جمله‌ای گفت که بعد از ده‌ها سال هنوز مرا می‌سوزاند؛ با من دعوا نکنی پسرم.
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها